، منطقه ای در ایران (استان گیلان ) و جمهوری آذربایجان ، نیز نام رشته کوه ، قوم ، و گویشی منسوب به آن .

1) منطقه ای در گیلان . از شمال به جمهوری آذربایجان ، از مشرق به دریای خزر، از مغرب به خط الرأس رشته کوه تالش ــ که آب پخشان آن حد طبیعی این منطقه با شهرستان خلخال محسوب می شود ــ و از جنوب و جنوب شرقی به شهرستان فومن محدود است . این منطقه مشتمل است بر شهرستانهای آستارا، طوالش ، رضوانشهر و ماسال .

منطقه ای که تالشها در آن ساکن اند، از دو قسمت کاملاً متمایز تشکیل شده است : کوهستانی در غرب ، متشکل از رشته کوه تالش ؛ جلگه ای در شرق ، در کنارة دریای خزر. فاصلة میان کرانة دریا تا انتهای غربی کوههای تالش ، پوشیده از جنگل و شالیزار و خانه های مسکونی به شکل «خانه باغ » است .

منطقة تالش در ناحیة آب و هوایی بسیار مرطوب قرار دارد. میزان بارندگی سالانة آن در ایستگاه هواشناسی آستارا (شمالیترین نقطه ) 8ر1446 میلیمتر و در ایستگاه پیلَم بَرا (تقریباً جنوب منطقه ، در چهار کیلومتری شمال رضوانشهر) بیش از 1800 میلیمتر است . حداقل درجة حرارت در هر دو نقطه ْ5 - ، حداکثر آن در آستارا ْ4ر33 و در پیلم برا ْ4ر34 است (سازمان هواشناسی کشور، ص 10، 514).

رودهای متعددی در منطقة تالش جریان دارند که عمدتاً از دامنه های شرقی رشته کوه تالش سرچشمه می گیرند و به سوی شرق امتداد می یابند و پس از آبیاری کردن زمینهای زراعی جلگه های ساحلی خزر، به دریای خزر می ریزند. از جمله چشمه های آب معدنی تالش اینهاست : ملاهادی چای در نزدیکی آستارا، چشمه های حوالی آق اِوْلَر، چشمة آب سرد قره گول در حوضچة مرتفع کرگانرود و چشمة آب گرم علی داشی در نزدیکی آستارا (بازن ، ج 1، ص 104).

پوشش گیاهی این منطقه را درختان لَرگ ، شیردار، کَلهو، آزاد، شب خسب (نامهای دیگر آن : گل ابریشم ، هزارولَک )، انجیلی ، مازو و لیلکی (نوعی آکاسیای خاردار) و درختان میوه دار وحشی ، انار، انجیر، آلو، گیلاس ، زردآلو، ازگیل ، گلابی ، سیب ، به ، گردو، فندق و کَلَمو یا خرمالوی وحشی که از آن دوشاب تهیه می کنند، تشکیل می دهد (رجوع کنید به همان ، ج 1، ص 112، 114).

طبقات جنگلی تالش شامل طبقة خزری است که بین دره ها قرار دارد و اغلب زمینهای صاف آن را به زمینهای کشاورزی تبدیل کرده اند. مهمترین درختان جنگلی آن عبارت اند از: مازو، اوجا (سَمَد/ سیمت )، اَفرا (باسکون / باسکُم )، مَمْرز (فق ، اولَس )، آزاد (سَق / سیادار) و انجیلی یا آسوندار (دمیر آغاجی ، زوند). در طبقة زیر آنها، درختهای کوچکتری مانند شب خسب ، انجیر، به ، آلوچه ، لالِکی (لیلکی )، شمشاد (کیش ) و گیاه آغْتی (شوند) قرار دارند (برومبرژه ، ص 15ـ16). گیاهان همیشه سبز طبقة زیرین را جَل (چرمه لیره )، خاس ، رز، داردوست ، ازملک (کولکه دانه ، والی گیلی ) تشکیل می دهد و بوته های تمشک نیز در آنجا می روید. از درختهای دره ای پَست رسوبی می توان از توسکا، سفید پلت ، لرگ و بید نام برد. درخت مهم راش یا آلش که بلندی اش به چهل تا پنجاه متر می رسد، در ارتفاع پانصد متر به بالا دیده می شود. در ارتفاع 200 ، 2 متری جنگل درختچه ها آغاز می شود. از عمده ترین گیاهان کوهستانی آن ، گون و چمن است (بازن ، ج 1، ص 112ـ113، 119ـ120).

جانوران منطقة تالش عبارت اند از: ببر (بسیار نادر)، پلنگ ، گرگ ، روباه ، شغال ، گراز، خرس قهوه ای ، آهو، مارال ، بز کوهی ، خرگوش ، سمور، راسو، خز، موش آبی ، موش صحرایی و موش سیاه . از پرندگان آنجا از غاز وحشی ، خوتکا، مرغ غواص ، یلوه ، مرغابی ، تورنگ (قرقاول )، گیلانشاه و آبیا می توان نام برد (همان ، ج 1، ص 132، 134).

تالش شامل چهار شهرستان است : آستارا به مرکزیت شهر آستارا، طوالش به مرکزیت شهر هشت پر؛ رضوانشهر به مرکزیت شهر رضوانشهر، و ماسال به مرکزیت شهر ماسال .

جمعیت این منطقه براساس برآورد سال 1378ش ، 659 ، 340 تن بوده است (سازمان برنامه و بودجة استان گیلان ، ص 92). جمعیت تالش براساس زبان به تالش ، گیلک ، ترک و تات تقسیم می شود. مذهب غالب منطقه شیعه است ، ولی شمار زیادی از ساکنان ، بویژه در تالش مرکزی و شمالی ، سنّی شافعی اند (بازن و برومبرژه ، ص 22ـ23).

فعالیتهای عمدة اقتصادی در این منطقه شامل کشاورزی (برنج کاری ، باغداری ، کاشت توتون ، چای و گندم ) و دامداری و ماهیگیری وپرورش کرم ابریشم است . همچنین فعالیتهای عمومی اقتصادی مانند کار در کارخانه (بخصوص کارخانة چوب چوکا) و فعالیتهای ساختمانی و خدمات نیز در این منطقه مشاهده می شود. بازارچة مرزی در آستارا فعال است ( دوران ، سال 1، ش 52، ص 10). شهرک صنعتی کشلی در سی کیلومتری جادة تالش ـ آستارا و در شمال دهستان کرگانرود با وسعت چهل هکتار بنا شده است (همان ، سال 1، ش 48، ص 10). مشاغل تالشها به سبب تمرکز آنان در ارتفاعات ، بیشتر دامداری و زنبورداری و زراعت ، بویژه کشت گندم ، است . شغل گیلکها به علت تمرکز آنان در جلگه و نواحی پست ، برنج کاری و ماهیگیری است و ترکهااغلب به مشاغل خدماتی مشغول اند. در سالهای اخیر مرز شغلی میان گروههای قومی ـ زبانی تالش ، بدون توجه به گرایشهای مذهبی یا زبانی ، تا حدود زیادی از میان رفته است .

از آثار مهم منطقة تالش ، گورستان باستانی مِریان و آق اولر، واقع در 34 کیلومتری جنوب غربی شهرستان تالش در درة کرگانرود است . این محوطه بیش از چهارصد هکتار وسعت دارد و روستاهای مکش ، تندابین ، ناوان و قلعه بین را نیز در خود جای داده است . این دو گورستان متعلق به نیمة دوم هزارة دوم قبل از میلاد و آغاز عصر آهن تا دورة ساسانی است . گورهایی خاص نشان دهندة مراکز مهم استقرار اقوام کادوسی است (همان ، سال 1، ش 51، ص 10). از دیگر آثار تاریخی آنجاست : پل آجری بر روی رود شفارود واقع در پونِل ؛ پل آجری دلیک در هفت دَغَنان ؛ قلعة لیسار یا صلصال واقع در لیسار، در مسیر آستارا ـ بندرانزلی ؛ اسپید مَزگِت یا مسجد سفید، بنایی از دوران پیش از اسلام که در دورة اسلامی به عنوان مسجد از آن استفاده شده و به آن مسجد عبداللّه نیز می گویند؛ قلعة سیابناور در شاندَرمَن ؛ قلعة کل در کیشخانی ماسال ؛ قلعة تاس کوه در ماسال و قلعه رودخان واقع در ارتفاعات تالش .

در زمان فتحعلی شاه قاجار، منطقة تالش ، والی نشین ، و مشتمل بود بر کرگانرود که مرکز آن هشت پر و والی آن بالاخان بود، و اسالم که مرکزآن دیگه سرا و والی آن مصطفی خان بود. بخشهایی از والی نشین گسکر/ گسگرات ــ که بلوکهای تابع آن امروزه جزو تالش اند ــ عبارت بوده اند از: گیل دولاب و تالش دولاب ، مرکز آن پونل و زیکسار و والی آن محمدقلی خان و علی قلی خان ؛ شاندرمن ، مرکز آن بیتَم و والی آن رحیم خان ؛ ماسال ، والی آن حاجی محمدخان ماسالی و مهدی خان (رجوع کنید به رابینو، 1364ش ، ص 55 ـ61؛ همو، 1366ش ، ص 20ـ21، 98، پانویس ، ص 119ـ 120، 131، 171ـ174). در نخستین قانون تقسیمات کشوری (1316ش )، کرگانرود و اسالم و طوالش (به مرکزیت کرگانرود) یکی از مناطق پنج گانة گیلان را تشکیل دادند. این منطقه در 1325ش ، به نام طوالش یکی از نه بخش استان یکم شد.

منابع : ایران . وزارت کشور، قانون تقسیمات کشور و وظایف فرمانداران و بخشداران ، مصوب 16 آبان ماه 1316 ، چاپ اول ، تهران ] بی تا. [ ؛ مارسل بازن ، طالش : منطقه ای قومی در شمال ایران ، ترجمة مظفر امین فرشچیان ، مشهد 1367ش ؛ مارسل بازن و کریستیان برومبرژه ، گیلان و آذربایجان شرقی : نقشه ها و اسناد مردم شناسی ، ترجمة مظفر امین فرشچیان ، تهران 1365ش ؛ کریستیان برومبرژه ، مسکن و معماری در جامعة روستائی گیلان ، ترجمة علاءالدین گوشه گیر، تهران 1370ش ؛ دوران ، سال 1، ش 48، 21 دی 1379، ش 51، 25 دی 1379، ش 52، 26 دی 1379؛ یاسنت لویی رابینو، فرمانروایان گیلان ، ترجمة محمدتقی پوراحمد جکتاجی و رضا مدنی ، رشت 1364ش ؛ همو، ولایات دارالمرز ایران : گیلان ، ترجمة جعفر خمامی زاده ، رشت 1366ش ؛ سازمان برنامه و بودجة استان گیلان . معاونت آمار و اطلاعات ، آمارنامة استان گیلان 1377 ، رشت 1378ش ؛ سازمان هواشناسی کشور، سالنامة آماری هواشناسی : 76ـ1375 ، تهران 1378 ش .

/ محمدرضا پورجعفری /

2) منطقه ای در جمهوری آذربایجان . این منطقه در منتهی الیه جنوب شرقی جمهوری آذربایجان واقع شده است . از شمال شرقی به جلگة کُرـ ارس و از شرق به دریای خزر محدود می شود و از جنوب و غرب با ایران همسایه است . مساحت آن 200 ، 5 کیلومترمربع است و از شش ناحیة روستایی به نامهای لنکران (مرکز منطقه )، جلیل آباد، ماساللی ، آستارا، لریک و یاردیملی تشکیل می شود. در 1370ش / 1991، جمعیت این منطقه حدود 600 ، 631 تن بوده است . تالش در منطقه مرطوب جنب مداری قرار دارد ( > جغرافیای اقتصادی و اجتماعی جمهوری آذربایجان < ، ص 151). به لحاظ ناهمواری ، این منطقه به ناحیة جلگه ای لنکران و ناحیة کوهستانی تالش تقسیم می شود (بوداگُف و غریبلی ، ص 165).

ناحیة جلگه ای لنکران . اقلیم این ناحیه خشک و معتدل ، و میانگین دمای سالانة آن ْ14 است (همان ، ص 163). این ناحیه به سبب تراکم شبکة رودها با دیگر نواحی آذربایجان تفاوت دارد. رودهای آن اغلب از آب برف تغذیه می شوند، از کوههای تالش سرچشمه می گیرند و پس از آبیاری زمینهای کشاورزی دشتها به دریای خزر می ریزند ( > نقشة تفصیلی جغرافیای عمومی جمهوری آذربایجان < ، 1992). در نواحی پایکوهی ، جنگلهای پهن برگ در خاکهای زرد گسترده شده اند. در جنگلهای این ناحیه حدود 150 گونه درخت هست که از آن میان 36 گونه بومیِ منطقه اند. منطقة حفاظت شدة «هیرکان » که در ناحیة ایجاد شده مجموعه ای از درختان کمیاب را در خود جای داده است ( د. آ. ، ج 9، ص 134). این ناحیه از نظر طبیعی برای پرورش باغهای چای ، مرکّبات و میوه و محصولات جالیزی بسیار مناسب است (همان ، ج 9، ص 135).

منابع معدنی زیرزمینی منطقة اقتصادی لنکران اندک است . سنگهای رودخانه ای ، شن ، خاک رس ، و ماسه به عنوان مصالح ساختمانی دارای اهمیت اقتصادی است . چشمه های آب گرم لنکران (مِشَه سو) و گروه «ماساللی » معروف اند. سواحل ماسه ای کنار دریای خزر، چشم اندازهای زیبای طبیعی ، آبهای معدنی و آبهای گرم ، اقلیم مناسب و شبکه های گسترده حمل ونقل ناحیه ، برای ایجاد مراکز گردشگری اهمیت بسیاری دارند. در حال حاضر، مرکز گردشگری لنکران و مرکز درمانی مشه سو فعالیت دارد ( > جغرافیای اقتصادی و اجتماعی جمهوری آذربایجان < ، ص 151ـ152).

ناحیة کوهستانی تالش . این ناحیه از مشرق به جلگة لنکران و از مغرب تا قله های قیزیوردو (ارتفاع : 400 ، 2 متر) و کؤمورکؤی (ارتفاع : 477 ، 2 متر) کشیده شده است . به طرف شمال شرق ، بتدریج از ارتفاع کاسته می شود و رشته کوههای کم ارتفاع «پشت سر» و سپس رشته کوه «بورو وار» جایگزین کوههای مرتفع می شوند (بوداگف و غریبلی ، ص 167). چاله های وسیع بین کوهی ، رشته کوههای بورو وار و پشت سر را از هم جدا می سازد. در دامنه ها مواردی از رانش کوه دیده می شود (همانجا).

در این ناحیه سنگ بنا، رُس ، چشمه های معدنی آب گرم و سرد فراوان است . «قُطور سو»، «اَرکیوان »، «آستارا»، «دونوز ئوتَن »، «آشاغی » و «آق کؤرپو» از چشمه های معروف آن است (همانجا).

در نواحی کم ارتفاع ، در سراسر سال هوا گرم و مرطوب است . در کوههای پشت سر در تابستان اقلیم زودگذر خشک و گرم و مرطوب ، در اطراف کوه کؤمورکؤی اقلیم تابستانی خشک و نیمه بیابانی سرد و نیمه بیابانی خشک تسلط دارد (همانجا). میانگین دمای سالانه بین صفر تا چهارده درجه در نوسان است . در نواحی پایکوهی سالانه هزار تا 400 ، 1 میلیمتر و در نواحی کوهستانی با ارتفاع متوسط بین دویست تا سیصد میلیمتر باران می بارد. تعداد روزهای برفی در کوهستانها 120 روز و در پایکوهها بیست روز است (همان ، ص 168). ساکنان کوههای تالش از نظر طول عمر در دنیا معروف اند؛ شیرعلی مسلم اف 163 ساله در دهة 1350 ش / 1970 در این ناحیه می زیست .

بلوط ، مَمْرز، زیزفون ، راش شرقی ، افرای مخمری ، خرمای قفقازی ، شمشاد، پوشش گیاهی این ناحیه را تشکیل می دهد. اراضی جنگلی را چمنزارهای بوته ای تُنُک و دشتهای چمنی پوشانده است . جوجه تیغی ، خوک وحشی ، گوزن ، ببر، سنجاب جنگلی ، گربه جنگلی و دله کوهی در جنگلها یافت می شود. در زمینهای پایکوهی و دامنه ها گیاهان جنب مداری ، همچون غلات و توتون کشت می شود. باغداری و پرورش دام نیز رواج دارد. در دامنة کوهها و در پیرامون جنگلهای طبیعی و چمنزارها، مساحت زیادی به باغ میوه ، تاکستان و زمینهای کشاورزی اختصاص داده شده است (همانجا).

جنگلهای منطقة تالش عمدتاً در کوههای تالش است و قسمتهایی از جلگة لنکران را نیز می پوشاند. این جنگلها که تا ارتفاع 200 ، 2 متری از سطح دریا گسترده شده است ، حدود 000 ، 150 هکتار مساحت دارد. از جمله رستنیهای آنجاست : درخت آهن ، بلوط ، اقاقیای ابریشمی ، شمشاد هیرکانی ، گردو، انجیر هیرکانی ، آلوچه ، ازگیل ، زالزالک ، انار و شمشاد کولخیسی . ارتفاعات در گسترش جنگلهای کوهستانی تالش ، تأثیر داشته اند و نوارهایی (زونهایی ) به وجود آورده اند. این نوارها به نواحی دشتی ، پایین کوهی ، میان کوهی ، بالا کوهی ، نیمه آلپی و چمنی ـ کوهی تقسیم می شوند. هر نوار دارای پوشش گیاهی ویژه خود است . در نواحی دشتی توسکا، بلوطهای شاه بلوطی برگ ، درخت آهن و در نوار جنگلی بالاکوهی ، شاه بلوط شرقی و

افرا و ممرز درختان غالب را تشکیل می دهند ( د.آ. ، ج 9، ص 134ـ 135).

وضع کنونی منطقة تالش . این منطقة مرزی پیش از فروپاشی شوروی با دنیای خارج بی ارتباط بود و این وضع بر توسعة اقتصادی و اجتماعی آن تأثیر منفی گذاشت . اگرچه مبادلة کالا بین ایران و شوروی از مرز آستارا صورت می گرفت ، هماهنگیها در مسکو انجام می شد. پس از استقلال آذربایجان ، محدودیت مرزی آن برطرف شد و مبادلات اقتصادی با ایران گسترش یافت . مبادلة کالا و آمدوشد مسافر از آذربایجان به جمهوری خودمختار نخجوان و با دنیای خارج نیز رو به توسعه است ( > جغرافیای اقتصادی و اجتماعی جمهوری آذربایجان < ، ص 151ـ152).

حدود یک پنجم ساکنان منطقه در نقاط شهری و بقیه در روستاها زندگی می کنند. این منطقه 620 نقطة روستایی دارد (همان ، ص 152). اکثر جمعیت آن تالشی اند ولی در اسناد رسمی و دولتی آذربایجان آذری قلمداد می شوند و بنا به اطلاعات منتشر شده ، مقامات دولتی 98% مردم منطقه را آذربایجانی می دانند (همان ، ص 151).

ساکنان منطقه را تالشها، آذربایجانیها، روسها و ارمنیها تشکیل می دهند. به نوشتة ژاک دو مورگان ، باستان شناس فرانسوی که در 1307ـ 1308/1890 در این منطقه تحقیقات میدانی کرده است ، تالشها بخش اعظم ساکنان منطقه را تشکیل می داده اند و آشکارا خصایصی ایرانی داشته اند (ج 1، ص 303ـ304). به نوشتة آکینر در اوایل دهة 1310ش / 1930 چند نشریه به گویش تالشی در این منطقه منتشر می شد. در 1332ش / 1953 دستور زبان تالشی و در 1355ش / 1976 واژه نامة تالشی ـ روسی به چاپ رسید. استفاده از گویش تالشی به عنوان زبان ادبی پس از جنگ جهانی دوم منسوخ شد. اکنون بیشتر تالشها به ترکی آذربایجانی سخن می گویند و همین زبان در مدارس آنها تدریس می شود. در مطبوعات و رادیو هم از این زبان استفاده می شود (آکینر، ص 331).

بیشتر ساکنان این منطقه ، فعالیت توأم کشاورزی و صنعتی دارند. اقلیم ملایم و گرم ، خاک حاصلخیز و آب و نیروی انسانی کافی ، برای توسعة کشاورزی در این منطقه امکان مطلوبی فراهم آورده است . کشت برنج در تالش دارای سابقه ای دیرینه است (قولی یف ، ص 12ـ 15). تولید ابریشم نیز یکی از فعالیتهای اقتصادی مردم در منطقه بوده و ابریشم آنجا به خارج از منطقه صادر می شده است (ولی یف ، ص 14ـ15، 18). کشت سبزی ، چای ، انگور و غلات در آنجا رواج دارد. حدود 90% از چای تولیدی جمهوری ، بیش از نیمی از محصول سبزی و جالیزی و 20% از محصول انگورِ جمهوری در این منطقه تولید می شود ( > جغرافیای اقتصادی و اجتماعی جمهوری آذربایجان < ، ص 152ـ153). تالش ، منطقة پرورش مرکّبات جمهوری آذربایجان است و در قسمتهای جلگه ای آن لیمو، نارنگی ، پرتقال ، فیخوآ، تانگ و برگ بو (درخت غار) پرورش داده می شود. تعاونی پرورش گل نیز در این منطقه فعالیت دارد. صید ماهی از آبهای ساحلی خزر نیز از مشاغل اهالی است (همان ، ص 154). این منطقه پیش از فروپاشی شوروی ، سبزی و محصولات جالیزی مرزهای شمالی را تأمین می کرد و به «جالیز اتحاد شوروی » معروف بود. در بخشهای جلیل آباد و لریک نیز با کاهش اراضی زیرکشت انگور ــ که در دورة شوروی برای تولید شراب بر مساحت آن افزوده می شد ــ کشت غله گسترش یافته است . به علت کمبود اراضی کشاورزی ، در نواحی هموار به توسعة دامداری در طویله ها و در نواحی کوهستانی به دامداری در چراگاهها اولویت داده می شود (همانجا).

حدود 90% از صنایع در این منطقه به تولید مواد غذایی اختصاص دارد، از جمله صنایع فرآوری ماهی (نریمان آباد، لنکران ) و چای (لنکران ، آستارا و ماساللی ) و کنسرو میوه و سبزی (لنکران و ماساللی ) و شراب (جلیل آباد، لنکران ) و توتون (ماساللی ). صنایع شیر، گوشت ، پنیر و تولید نان نیز در بخش صنایع غذایی فعالیت دارند. در این منطقه مصالح ساختمانی و مبل نیز تولید می شود (همانجا). تالشها در بافت قالی مهارت دارند، بویژه در بافتن «کنارة تالشی » که قالیچه ای بلند و باریک با نقوش خاص است ، شهرت دارند (آکینر، ص 330ـ331).

راه آهن باکو ـ آستارا و به موازات آن جادة آسفالت در حمل بار و مسافر اهمیت بسیار دارند. فرودگاه لنکران امکان برقراری پروازهای محلی و ارتباط با سایر شهرهای جمهوری را فراهم می سازد. برای توسعة کشتیرانی در دریا نیز امکانات فراهم است . از این منطقه محصولاتی چون تره بار و شراب و انگور صادر، و کود و ماشین آلات و فرآورده های نفتی و محصولات جنگلی وارد می شود. در سالهای اخیر در نتیجة افزایش سطح آب دریای خزر، بسیاری از اراضی نواحی ساحلی منطقه را آب فراگرفته و به مناطق روستایی و ساختمانها، تأسیسات صنعتی ، و راهها خسارات زیادی وارد آمده است . در توسعة اقتصادی منطقه ، شهر لنکران اهمیت بسیاری دارد ( > جغرافیای اقتصادی و اجتماعی جمهوری آذربایجان < ، ص 151ـ156).

پیشینة تالش ایران و جمهوری آذربایجان . ظاهراً منطقة تالش محل استقرار قوم کادوس بوده است (دیاکونوف ، ص 82). زمینهای کادوسیان * در زمان آستیاک و کوروش در کوههای جنوب دریای خزر بود (همان ، ص 35). کسروی واژة تالش را شکل تغییر یافتة واژة کادوس / کادوش دانسته است (ص 424ـ425). در دورة مادها، کادوسیان مستقل بودند و در منطقة خود به شکل جماعتهای بدوی زندگی می کردند و از راه شکار و دامداری روزگار می گذراندند (پیرنیا، ج 2، ص 1128ـ 1129).

تالش یکی از کهنترین مراکز تمدنی در پیرامون دریای خزر است و در آن تمدنی باستانی به نام «تمدن تالش ـ مغان » متعلق به دورة پایانی عصر مفرغ و دورة آغازین عصر آهن (سدة 14ـ7 ق م ) شناسایی شده است . این تمدن را نخستین بار در 1308/1890 ژاک دو مورگان ، در ناحیة لریک در روستاهای کوهستانی بررسی کرد. در 1319/1901 نیز وی و برادرش هِنری آثار به دست آمده از گورستانهای باستانی تالش را بررسی کردند. در قسمتهای کوهستانی ، گورهای سردابی و در زیر آن تابوتهای سنگی وجود دارد. در گورها مرده ها به صورت گروهی ، زوجی یا تک تک (بنابر فقر یا ثروت آنان ) اصولاً به صورت نشسته و برخی به صورت درازکش دفن شده اند ( د.آ .، ج 9، ص 136).

برخی از اشیای کشف شده متعلق به این تمدن عبارت اند از: شمشیرهای بلند مفرغی و آهنی با تیغه های چهار وجهی و شمشیرهایی با دسته های رکابی شکل ، چندین خنجر و تبر و پیکان و سرنیزه ، ظروف گلی عمدتاً بدون لعاب و نقش ، ظروفی شبیه به قوری ، قدحهای پایه دار با دو دسته که شباهت بسیاری به ظروف گلی تمدن کرت ـ مکینا (تمدن اژه ) دارند (همانجا). برخی از علایم اشیای باستانی به دست آمده از تمدن تالش ـ مغان ، بیش از شباهت به تمدنهای هم عصر در قفقاز و پیرامون ، به تمدن آسیای غربی شباهت دارد که نشان می دهد طوایف محلی با آسیای غربی (مانند سوریه و فلسطین ) و با نواحی اطراف دریای مدیترانه ارتباط گسترده ای داشته اند. در قلمروهای کوهستانی اهالی به دامداری و در نواحی هموار و دشتها به زراعت مشغول بوده اند. تولید مصنوعات فلزی بسیار پیشرفته بود. باستان شناسان ، تالش را یکی از پنج ناحیة مهم ذوب فلزات قفقاز می دانند. سفالگری و بافندگی در آنجا بسیار گسترش یافته بود (همان ، ج 9، ص 136).

در ربع آخر قرن هفتم و نیمة قرن ششم پیش از میلاد، تالش در قلمرو دولت ماد بود. در دورة آلبانیای قفقاز، کاسپیها در این منطقه ساکن بودند. تالشها در قرن چهارم پیش از میلاد به اطاعت از کوروش گردن نهادند (دیاکونوف ، ص 607ـ 608). در قرن سوم پیش از میلاد تالش در قلمرو ایالت کاسپیانا و در ترکیب آلبانیای قفقاز قرار داشت . از قرن سوم تا هفتم میلادی تالش در ترکیب دولت آتروپاتن جزو قلمرو ساسانیان و از قرن دوم / هشتم نیز در ترکیب ایالت کاسپیانای آلبانیا بود. در دورة حکومت مسلمانان ، تالش جزو ایالت موغان / مغان آذربایجان بود. در نیمة دوم قرن سوم و چهارم / نهم و دهم تالش در ترکیب روادیان ، ساجیها و سالاریها قرار داشت . از قرن پنجم / یازدهم تا نیمة دوم قرن ششم / دوازدهم تالش در ترکیب دولت روادیها بود. ایلدگیزها از 530 تا 622/ 1136ـ1225 تالش را در تصرف خود داشتند. در قرن هفتم و هشتم / سیزدهم و چهاردهم این منطقه تحت حکومت جلایریان ، و در قرن نهم / پانزدهم جزو قلمرو قراقوینلوها بود ( > نقشه های تاریخی آذربایجان < ، 1994؛ > اطلس جمهوری آذربایجان شوروی < ، 1963). تالش از دورة صفویه (906ـ1135) تا اواسط دورة قاجاریه در کنار دیگر مناطق قفقاز در قلمرو دولت ایران بود (رجوع کنید به ادامة مقاله ).

تالشها که بیشتر ساکنان این منطقه را تشکیل می دهند، از نسل قبایل بومی ساکن زاویة جنوب شرقی جمهوری آذربایجان و نواحی مجاور آن در استان اردبیل و گیلان اند. این قوم نشان دهندة اختلاط عناصر قفقازی و ایرانی است . صدها سال منطقة آنان صحنة پیکار امپراتوریهای رقیب بوده است . در سدة دوازدهم / هجدهم عثمانی و روسیه و ایران بر سر مالکیت قفقاز جنوبی ، و از جمله تالش ، با یکدیگر در جدال بودند (آکینر، ص 330).

ظاهراً با استفاده از موقعیتی که بر اثر ضعف حکومت مرکزی ایران به وجود آمده بود، در اواسط قرن دوازدهم / هجدهم در تالش «خانات تالش » * به وجود آمد. این خانات با گیلان ، اردبیل ، قره داغ و خانات جواد و سلطاناتِ سالیان هم مرز بود. مرکز خانات ابتدا آستارا بود و بعدها شهر لنکران شد ( د.آ. ، ج 9، ص 135). پس از مرگ نادرشاه در 1160، تعدادی خان نشین کمابیش مستقل نظیر خانات قوبه ، باکو، شماخی ، قره باغ و گنجه در تالش تشکیل شد. در میان این خانات ، خانات تالش هم به رهبری زمامدارانی با عنوان «حاکم » به وجود آمد. این خانات با هم متحد نبودند و همچنانکه با قدرتهای خارجی می جنگیدند در میان خود نیز ستیز داشتند. تا 1220/ 1805 تعدادی از آنها تحت الحمایگی روسیه را پذیرفتند (آکینر، همانجا).

در نتیجة جنگهای ایران و روس و امضای عهدنامة گلستان * (1228/ 1813) و ترکمانچای * (1243/ 1828)، بخشی از تالش در کنار دیگر مناطق قفقاز از ایران جدا شد و به روسیه پیوست . مردم مسلمان تالش که از این جدایی ناراضی بودند، نارضایتی خود را به صورت قیامهای پراکنده نشان می دادند. در 1247/ 1831 ساکنان منطقه علیه مأموران تزاری و فئودالهای محلی قیام کردند. خودسریهای مأموران حکومتی تزار بویژه فرماندهان نظامی محلی ، ستم فئودالهای محلی ، دشواری زندگی دهقانان ، برقراری انواع مالیاتها، در تنگنا قرار دادن بیکهای تالش و نارضایتی نایبان و روحانیان سبب بروز نارضایتی مردم و آغاز قیام شد. میرحسن خان (خان تالش که در 1241ـ1242/ 1826 تحت تعقیب ایلینسکی ، فرمانده ایالت ، قرار داشت و به ایران پناهنده شده بود) به رهبری این قیام برگزیده شد. شورشیان ، آبادی عنبران را ــ که اکثر اهالی آن در دورة حکومت خان پیشین از رعایا و خدمتگزاران میرحسن خان بودند ــ پایگاه مقاومت خود کردند. در رمضان 1246/ 5 مارس 1831 میرحسن خان با بیست سوار مسلح از مرز گذشت و به سوی کوههای تالش رهسپار شد. هنگام نزدیک شدن وی به لنکران عده ای از اهالی لنکران و دریق و آللار به او پیوستند. شورشیان قسمتهای بسیاری از خانات را تصرف کردند، ولی عده ای از اهالی در این قیام شرکت نکردند و برخی از بیکهای محلی ، همچنین ساکنان لنکران و روستاهای حومة آن مسلحانه به نفع روسها وارد نبرد شدند. در چهاردهم مارس بیش از هشتصد تن از شورشیان تصمیم گرفتند قوای روس را در تنگنا قرار دهند، لیکن با کمک دسته ای شبه نظامی متشکل از اهالی محلی به عقب رانده شدند. در اوایل آوریل شورش فروکش کرد. میرحسن خان دوباره به ایران پناه آورد. تضاد شدید طبقات مختلف مردم ، سوءاستفادة سران شورشی از این حرکت و پاره ای مسائل دیگر سبب شکست این قیام شد ( د.آ .، همانجا).

در 1253/1837 منطقة تالش ، «قضایِ لنکران » در ایالت شیروان بود ( > نقشه های تاریخی آذربایجان < ، 1994). قضای لنکران تا 1338/ 1918 نیز پابرجا بود. در دورة جمهوری خلق آذربایجان (حکومت مساواتها؛ 1336ـ1339 (1300ش )/ 1918ـ1921) نیز تالش همچنان قضای لنکران نامیده می شد. تا پیش از جنگ جهانی دوم ، تالش به شش ناحیة اداری به نامهای آستاراخان بازار، ماساللی ، یاردیملی ، لریک ، لنکران و آستارا تقسیم می شد ( > اطلس جمهوری آذربایجان شوروی < ، 1963).

پس از سقوط کمون باکو در 1336/ 1918، انقلابیون ارتش سفید با حمایت اقشار مختلف روستاهای روسیه (دِنیکِنها و کمیتة ملی روس باکو) در لنکران و مغان «حکومت مغان » را تشکیل دادند. این حکومت برای دنیکنها پایگاه تشکیل حکومت آیندة سفیدها در قفقاز جنوبی بود.در اوایل دوره ای که حکومت شوروی ، قفقاز را اشغال کرد، مردم منطقة تالش برای مبارزه ، جمهوری شوروی مغان (جمهوری شوروی لنکران ) را تشکیل دادند. این جمهوری در 24 رجب 1337/ 25 آوریل 1919 تأسیس شد و تا 28 رمضان / 27 ژوئن همان سال دوام یافت . تعدادی از دهقانان و کارگران مغان به رهبری بلشویکها برای تشکیل حکومت شوروی و سرنگونی حکومت مغان مبارزه می کردند. کمیتة باکو و تشکیلات بلشویکی «عدالت » و «همت » وابسته به کمیتة مملکتی قفقاز از حزب کمونیست (بلشویک ) روسیه ، این مبارزه را رهبری و به آن کمک می کرد، از جمله در لنکران ایستگاه رادیویی مخفی تأسیس و تشکیلات حزبی برپا شده بود. در 13 رجب / 25 آوریل ، بلشویکها حکومت مغان را سرنگون کردند و ادارة امور را به دست گرفتند ( د.آ. ، ج 7، ص 84).

در بیستم رجب 1336/ دوم مه 1918 کنگرة شورای نمایندگان کارگران و دهقانان در شهر لنکران تشکیل شد و بر اساس مصوبات آن مقرر گردید که جمهوری شوروی مغان به مرکزیت لنکران تشکیل شود. این جمهوری دارای نهادهایی مشتمل بر کمیتة اجرایی ، شورای اقتصاد، کمیسیون فوق العاده ، کمیتة جنگ ، شعبات امور خارجه ، دادگستری ، امور داخله ، فرهنگ مردم و دارایی بود. برخی از اقدامات این جمهوری عبارت بود از مصادرة اراضی مالکی و تقسیم آن بین دهقانان و زحمتکشان ، تأسیس کمیته های دهقانی ، نشر پول و تشکیل قوای مسلح . جمهوری شوروی مغان ، حکومت مساواتها را ــ که بر سایر نقاط آذربایجان حکفرمایی می کرد ــ به رسمیت نشناخت و تقریباً چهار ماه در مقابل هجوم مخالفان مقاومت کرد. کارگران باکو و روسیة شوروی با ارسال جنگ افزار و نیرو و رهبران حزبی ، به جمهوری مغان کمک می کردند. مخالفان که در اواسط ژوئن به مبارزان شوروی در لنکران هجوم آورده بودند، شکست خوردند ولی در پنجم رمضان / پانزدهم ژوئن مجدداً حمله کردند. بلشویکها در مقابل حملات تاب نیاوردند، تعدادی از آنان به جزیرة ساری عقب نشینی کردند و انگلیسیها و روسهای سفید عده ای را دستگیر و در آشوراده تیرباران کردند. سرانجام حکومت جمهوری شوروی مغان سرنگون شد و در چارچوب جمهوری دمکراتیک آذربایجان قرار گرفت . پس از برقراری حکومت جمهوری شوروی در آذربایجان در 1338ـ1339/ 1920، اراضی جمهوری شوروی مغان نیز جزو آنجا شد (همانجا).

بعد از الحاق رسمی خانات تالش به روسیة تزاری بر اساس عهدنامة گلستان ، و لغو خانات تالش در 1241ـ1242/ 1826، نام تالش دیگر به کار برده نشد. پس از فروپاشی اتحاد شوروی در 1370ش / 1991 و استقلال جمهوری آذربایجان ، نامهای جغرافیایی تاریخی و قدیمی ، از جمله بیلقان و گنجه ، احیا شد، اما به جهت حساسیت حکومت آذربایجان نسبت به تالشها ــ که ایرانی الاصل بودند و زبان آنان ترکی نبود ــ ناحیة تالش را که تاریخی بسیار کهنتر از تاریخ ترکان قفقاز جنوبی دارد، در نظام اداری جمهوری آذربایجان ، «ناحیة اقتصادی لنکران » خواندند ( > اطلس جمهوری آذربایجان شوروی < ، 1963).

در قانون اساسی جمهوری آذربایجان (مصوب 1374ش / 1995)، اقلیتهای قومی ساکن در این جمهوری به طور رسمی مطرح نشده است . اعلام زبان آذربایجانی به عنوان زبان رسمی جمهوری در قانون اساسی (جمهوری آذربایجان . قوانین و احکام ، ص 11) و ذکر نکردن اقلیتهای شایان توجهی چون تالشها و تاتها و کردها، و اقلیت لِزگی ساکن در شمال و شمال غربی جمهوری آذربایجان که پیوستگی قومی با ساکنان داغستان دارند، اعتراض شدید تالشها و لزگیها را برانگیخت ، به طوری که لزگیها از اعزام سرباز به جبهه های قره باغ خودداری کردند و تالشهای آستارا و لنکران خواستار به رسمیت شناخته شدن زبان و فرهنگ تاتی ـ تالشی در قانون اساسی آذربایجان شدند. پس از آغاز جنگ آذربایجان و ارمنستان (1371 ش / 1992) و ضعف حکومت مرکزی در ادارة امور، وضع بحرانی شد. در 22 مرداد 1372/ 13 اوت 1993 علی اکرم همت اف ، افسر شورشی که نواحی جنوبی جمهوری آذربایجان را از دوماه قبل به عنوان جمهوری تالش و مغان اعلام کرده بود، خود را رئیس جمهور این منطقه معرفی کرد ( مجلة مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز ، سال 1، ش 1، ص 325، سال 2، ش 2، ص 279ـ 280). این بحران تا آغاز دورة ریاست جمهوری حیدر علی یف ادامه داشت . علی یف پس از به دست گرفتن قدرت ، نیروهای نظامی جنبش تالش را سرکوب کرد و این نیروها به لنکران گریختند (همان ، سال 2، ش 3، ص 355).
+ نوشته شده توسط فواد حاجی آقازاده در سه شنبه نهم اسفند ۱۳۹۰ و ساعت 16:43 |